با سلام خدمت همه دوستان عزیزم.
یک سال از توقف قطار آرزوهایمان با سوئیس کش گذشت و لی هرگز نتوانست امید و حرکت زندگی من و شمای دوست را متوقف کند.در این یک سال هر دم خبری و امیدی رسید ولی صد افسوس که هرگز رنگ واقعیت به خود ندید.ولی می دانم به بسیاری از ما در طول این مدت خیلی سخت گذشت.از یک طرف پول و سرمایه از دست رفته از طرف دیگر شرمندگی در مقابل خانواده...البته باید اضافه کنم برای بسیاری نیز علاوه بر همه اینها بالا آوردن قرض و وام،از دست دادن اعتماد و آبرو،از دست دادن امید به آینده ،سردرگمی و از دست دادن روحیه زندگی و بسیاری از مشکلات روانی و جسمانی را در پی داشته بطوری که متاسفانه چند تن از مال باخته ها در اثر نا امیدی و افسردگی یا خود کشی کرده اند یا در اثر سکته جان خود را از دست داده اند و علاوه بر از دست دادن سرمایه زندگی خانواده خویش فقدان عزیزشان نیز بر آنها تحمیل شده.
نمی خواهم یاد آور این روزهای تلخ باشم اما همه این مطالب چکیده ای است از آنچه بر همه ما گذشت.
اکنون همه ما در وضعیتی مشابه قرار گرفته ایم که نمی دانیم از کجا باید شروع کنیم و از چه کس باید شکایت کنیم و از کجا باید دادرسی بخواهیم!
با توجه به اینکه متاسفانه در کشور ما هیچ قانونی در این مورد برای حمایت از ما وجود ندارد و شاید اگر شکایتی هم کنیم خود ما زیر سوال باشیم چگونه باید انتظار داشت !؟
اکنون همه ما حکم چوب دو سر طلا را داریم که نه می توانیم شکایت کنیم نه از این طرف دسترسی به شرکت و عوامل آن داریم تا بتوانیم پولمان را برگردانیم.البته منظور من از شکایت شکایت مستقیم از خود شرکت سوئیس کش و عوامل آن می باشد وگرنه که بسیاری می توانند از بالاسریهایشان تحت عناوین مختلف شکایت کنند ولی آن هم دردسر های خاص خودش را دارد.
پیشنهاد ما این بود که از 40 نفر اول و در حقیقت همان پست فطرتهایی که در روزهای آخر سوئیس کش می دانستند قرار است چه اتفاقی بیافتد ولی برای نقد کردن پوینتهای خود حتی به بهترین دوستان خود هم رحم نکردند و مسبب همه مشکلات ما بودند، با کمک شما دوستان جمع آوری اطلاعات کنیم تا بتوانیم یک شکایت جمعی را از آنها داشته باشیم اما متاسفانه یا همکاری از جانب دوستان کم بود یا اصلا کسی اطلاعی از این 40 نفر نداشت اگر هم بود فقط در حد یک اسم بود.
بقول یکی از دوستان ممکن است با شکایت ما به سرمایه از دست رفته خود نرسیم اما نباید به اینگونه افراد که از حسن نیت و صداقت مردم بهره برداری می کنند لحظه ای رنگ آرامش داد.
نکته دیگر که این چند وقته بسیاری از دوستان مطرح کرده اند این است که اگر فرض را براین بگیریم که دولت مالزی پولهای بلوکه شده را آزاد کند چه کسی باید پیگیر پولهای مردم ایران باشد ؟
مطمئناً بالا سریهای اول ما نخواهند بود پس چه باید کرد؟
اگر اگر روزی این احتمال وجود داشته باشد که پولهای بلوکه شده توسط دولت مالزی آزاد گردد من پیشبینی دو حالت را دارم.اول اینکه یک وکیل زبل پیدا شود که مسئولیت مالباختگان را بپذیرد و با مدارک مستند آن را برای اقدام در جهت بازگرداندن سرمایه مردم به دولت مالزی ارائه کند و دوم اینکه همه ما از شخص رئیس جمهور آقای دکتر احمدی نژاد بخواهیم با توجه به اینکه قوه قضائیه در این مورد حمایتی از ما نکرده و نخواهد کرد و روابط نزدیکی که ایران با دولت مالزی دارد این موضوع را برای شهروندان مالباخته ایرانی در این قضیه حل و فصل نماید که البته این پیشنهاد پیگیری مستمر مالباختگان در یک اجماع را می طلبد و به احتمال زیاد شدنی خواهد بود.
نکته دیگر برای شروع هر حرکتی اعم از شکایت یا پیگیری برگرداندن پولها از مالزی، زنده کردن موضوع سوئیس کش است.مطبوعات و سایتهای خبری چون تابناک و... که روزانه بازدیدکنندگان زیادی دارند و اکثر خبرهای روزنامه ها برگرفته از این قبیل سایتها است یکی از مهمترین ابزاری است که باید از آنها به بهترین شکل و هوشمندانه بهره جست.
مطمئنا اگر در موضوع سوئیس کش محدودیت قضایی وجود نداشت و مردم حق شکایت قانونی از این شرکت و عوامل آن را در ایران داشتند و با نظر بر سرمایه بسیار زیادی که از طرف مردم در این شرکت کذایی گذاشته شد پرونده آن بزرگتر و با اهمیت تر از پرونده هایی چون ارکیده و... می بود که به عناوین مختلف در سالهای اخیر از مردم کلاهبرداری کردند و نام آنها چند سالی است سر آوازه قوه قضاییه برای رسیدگی به شکایات مردمی است.
با این تفاسیر اگر به اجماع رسیدیم و به قولی همه پای کار بودند می شود روی این گزینه ها کار کرد...اگر شما دوستان نیز پیشنهاد خاصی دارید خواهشمندم آن را به ایمیل این وبلاگ بفرستید تا آن را به گوش دوستان برسانیم.
همچنین این وبلاگ به کار خود ادامه خواهد داد تا موجب ارتباط دوستان مالباخته باشد و همینطور چنانچه خبری شد و یا کسی خبر جدیدی داشت آن را از این طریق به اطلاع دیگر دوستان برسانیم.